5ماهگی وروجک ما
عروسکم خوشگلم 5ماهگیت مبارک
چه خوبه که تو و اهورا هستین.هرچند کارام زیاده و وقتم برای خودم تقریبا صفر
اما خوشحالم از بودنتون
کلی شیطون تر شدی.خوابتم که قربونش برم نمیشه بهش خواب گفت در حد یه چرت کوتاهه
دیگه دست میاری برای جغجغه هات و چیزی که نزدیکته میگیریشون و باهاشون کمی بازی میکنی
پاهاتو توشکمت جمع میکنی و با دستای کوچولوت میگیریشون
چند روزه علاوه بر اینکه تو جا دور خودت میچرخی با پا خودتو به سختی رو به جلو میدی.انگار خیلی عجله داری برای راه افتادن
برای من و بابا و اهورا خیلی ذوق میکنی مخصوصا برای اهورا
اگه تو اوج گریه هم باشی اهورا باهات حرف بزنه شروع میکنی به خنده
عاشق بیرون رفتنی و وقتی هیجانی میشی تند تند پاهاتو به هم میکشی ناخنهاتم تیزه حتی اگه کوتاه باشه پاهات بخاطر این پا زدنت زخمیه
فوتبال رو هم خیلی دوست داری وقتی بابا بغلت میکنه و با اهورا بازی میکنین همش قهقهه میزنی
وقتی سفره پهن میشه همش دست و پا میزنی که تو هم بیاریم سر سفره قاشق رو که طرفت میاریم سریع میگیریش و به طرف دهنت میبریش. شکمویی
چند شب پیش عروسی رفتیم از صدای ارگ خیلی ترسیدی و همش گریه کردی بخاطر همین من و بابا نوبتی بیرون سالن بغلت کردیم و تقریبا چیزی از عروسی نفهمیدیم
اهورا هم یه روز که هواسم بهش نبود ابروهاشو قیچی کرده
خواستم چندتا از عکسهاتون رو بذارم اما با گوشی نشد در اولین فرصتی که شما اجازه بدین میذارم
پی نوشت: جمعه 25 تیر برای اولین بار به آریا فرنی دادیم البته با حجم و غلظت کم
از بس حرص میزنه برای غذا گفتیم زودتر شروع کنیم براش



5ماهگی وروجک ما 


